چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )

12

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )

معاون من خان بهادر ملابخش با ملايى از اهل هرات مشغول صحبت بود . اين شخص باز همين داستان را تعريف كرد و آن را منسوب به شاه نعمت الله ولى « 1 » از اهل كرمان دانست . شاه نعمت الله از اهالى قوچان بوده و تقريبا به تمام نواحى ايران ، تركستان و عربستان سفر كرده و مدتى نيز در يزد اقامت داشته است . زمانى به شيراز رفته و در آنجا رابطهء نزديكى با حافظ پيدا مىكند ، سپس به دعوت شاهرخ ميرزا به هرات مىرود و سالهاى آخر عمر را نيز در دهى بنام ماهان در نزديكى كرمان مىگذراند ، و در همانجا نيز در سال 1430 م . در سن نود و هفت سالگى دار فانى را وداع مىگويد . او نويسنده ، فيلسوف و عارف بزرگ عصر خويش بود و در طول حيات خود به شيوه‌اى خاص مردم را به سوى حق دعوت مىكرد . نام وى بارها در كتابهاى مختلف فارسى آمده است . من هرگز موفق به ديدن كارهاى وى نشدم ، ظاهرا كتابهاى وى به صورت خطى و نادر بوده است . به گفتهء آن ملا ، دشت بكوا زمانى يكى از قلمروهاى اصلى حكومت فرمانروايان افغانى بوده و ساكنين آن به زبان فارسى تكلم مىكرده‌اند . اين منطقه را بعدها تيموريان اشغال كردند . ولى پس از گذشت مدت زمانى توسط اميران افغانى به نواحى نزديك كابل كوچ داده شدند و از آن به بعد اين ناحيه مركز اصلى تجمع و زندگى نورزايىها گرديد . از اينجا روشن مىشود كه دشت بكوا هميشه محلى براى زندگى مردم چادرنشين نبوده است . در تمام اين منطقه آثارى از وجود كاريزهاى قديمى مشاهده مىگرديد و چون ناحيه پرآبى است مىتوان تصور كرد كه زمانى جمعيت انبوه و قابل ملاحظه‌اى در آن ساكن بوده‌اند . موقعى كه از آن عبور مىكردم سراسر آن را بىحاصل و به خود واگذاشته ديدم و هيچگونه محصولى از آن برنمىداشتند . امّا علف‌هايى كه بطور خودرو در آن مىروئيد از انواع مرغوب و مخصوصى بود به نحوى كه روغن گرفته شده از آنها قيمت بيشترى از ساير روغن‌ها داشت . نورزايىهايى كه هم‌اكنون در بكوا زندگى مىكنند تمامى بيابانگرد و مالدار

--> ( 1 ) - متولد ( 730 ه . ق و فوت 22 رجب 834 ه . ق ) . در شهر حلب زاده شد و ايام جوانى را در عراق بسر برده و از شاگردان شيخ عبد الله يافعى بوده است . پس از آن به سير و سياحت مىپردازد و مدت هفت سال در مكه معظمه بوده و پس از آن بسوى ايران ميآيد و بيشتر عمر خود را در سمرقند و هرات ميگذراند و در آخر عمر در قريه ماهان از بلاد كرمان به مدت بيست و پنج سال اقامت ميگزيند و هميشه مورد لطف شاهرخ پادشاه گوركانى بوده است . براى اطلاع بيشتر به تاريخ ادبيات ايران جلد سوم ، تاليف ادوارد برون ترجمهء على اصغر حكمت و كتاب كليات اشعارش تاليف دكتر جواد نوربخش مراجعه شود . در فرهنگ معين زادگاهش قصبه كوه بنان در كرمان آمده است ص 2136 فرهنگ فارسى معين بخش اعلام .